آ
آوا
آواز
آواز در آواز
مرا
به
چاه
عطش
بیانداز
!
آ
آوا
آواز
آواز در آواز
مرا
به
چاه
عطش
بیانداز
!
از کارد کند هم بر می آید
کارد چون به رقص در می افتد
چرخ چاپ از خواب سر بر می دارد!
پستان بریده را دلهره یی نیست دیگر
پوست بر پوست بر پوست در زخم
زخم در زخم در زخم
زخم بر پوست در زخم بر پوست در زخم
هشپلک می زنی زخم های مرا
از نیش انگشتان ات
که گرگ تشنه هم از آن حساب می برد
انگشتان ام را به نیش های ات می بخشم و
شاپرکی که از زخم های ام سر کشیده را
از نیش گرگ تشنه می نوشم
در می آمیزند در دوردست و
در می رسند در سپیده دمان
می خواهم عریان تر از هر زخمی باشم
تا سوزن ها و زنبور ها هم
جایی برای زبانه زدن داشته باشند
زخمخانه ی سوزن و زنبور
بر دستان سوزان
پوست بر کن از دستان من تا می توانی
پرنده تنها گفت
دیگر نمی شود با ترانه دست داد چای شد از دلتنگی گفت گریست
۱
دو ماهی بی تاب بر تابه
با دو پستان سوخته بر لبان مرد
و زنی ناخواسته
به زمزمه یی بی ترانه جنبان
۲
دو پستان مصروف و
ماهی یی مرده بر لبان پژمرده ی زن
گلاویز شدن در باد
با جانوری به نام ببر
که عجیب تشنه ست و
عجیب شوری دارد برای درآویختن با باد
با باد درآویختن و
آمیختن با باد
که عجیب شوری دارد گلاویز شدن
با جانوری ببرنام گلاویز شدن
با جانوری ببرنام در باد
پیاده می شوی
کلاه ات را سر می گذاری و
دست ات را در جیب
هی می روی و می روی و می روی
هی میدان و طی میدان و خار مغیلان
با کلاهی بر سر و
دستی در جیب
لا در لای انگشتان ام سازی ست
تا می شورم
آه
از سر انگشتان ام می ریزد
آهنگ
از سر انگشتان ام می ریزد
می ریزد
آه
آهنگ
آهنگ
آه
آه
آه
آهنگ
آه
هزار اسب آتشین
در رگان من
دم در دم در دم در دم
دوان اند
دیگر هزار زمزمه اما
نه چنانی که شماریدن اش بتوانی
می خواهم بگویم:
هنگامی که هر گام نیز زمزمه یی ست
دیگر گپ از شمار گذشته ست
حالا هر گام ترانه یی
ترانه یی در هر گام
گامی و ترانه یی
حالا هر لب بلبلی
بلبلی در هر لب
لبی و بلبلی
دیگر هزار زمزمه ی دیگر در من است
یاخته یی سبز
سر بر می زند از اعماق ام
یاخته یی سبز
سر بر می زند از اعماق ام
دم می زنی و
اعماق می شود یاخته ی سبز و
اعماق در اعماق دراعماق
دم می زنی و
سر بر می زند از اعماق ام یاخته ی سبز